خرید بک لینک
شاگرد سال‌های آخر دبیرستان بود.از خیابان شاه (جمهوری) می‌گذشت که چشمش به چند جهانگرد افتاد؛ پیدا بود حسابی سرگردان شده‌اند. فرانسوی بودند؛ نه آن‌ها فارسی می‌دانستند، نه رهگذران فرانسه.عباس که زبان فرانسه را سال‌ها پیش از پدر آموخته بود، سر صحبت را باز کرد.دنبال نقشه راهنمای تهران می‌گشتند.عباس گفت: «چنین نقشه‌ای وجود ندارد.»تعجب کردند؛ کشوری به بزرگی ایران، بی‌نقشه‌ای از پایتخت؟طعنه‌هایشان چند روزی از ذهنش بیرون نرفت. و همان‌جا تصمیم گرفت خودش نقشه را بسازد.تمام دارایی‌اش ــ ۲۷ ریال ــ را کاغذ ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مانی کاظمیان تاريخ: سه شنبه 24 شهريور 1405 ساعت: 7:21

Explosion-Proof (Ex) Instrumentation: Why It Exists in Hazardous areas.I’ve seen this scene many times in the field. Someone checks the instrument nameplate, notices ‘Ex’, and says, ‘Alright, that one is safe.But very few engineers stop to ask a deeper question.Why does Ex instrumentation even exist in the first place?Let’s start with a simple observation from real plants.Normal industrial instruments can create ignition sources during operation.For example:→ A wiring spark inside a junction bادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مانی کاظمیان تاريخ: سه شنبه 24 شهريور 1405 ساعت: 7:21

Sepanta Control Engineering همسرم از من خواست یک شب را با زن دیگری بگذرانم *همسرم از من خواست یک شب را با زن دیگری بگذرانم.*دوستی تعریف میکرد:پس از سالها زندگی مشترک، همسرم از من خواست که با زن دیگری برای شام و سینما بیرون بروم.زنم گفت: گرچه تو را دوست دارم، ولی مطمئنم که این زن هم تو را دوست دارد و از بیرون رفتن با تو لذت خواهد برد.زنی که همسرم اصرار داشت آن شب را با او بگذرانم مادرم بود.مادرم از ۸ سال پیش یعنی بعد از فوت پدرم تنها شده بود ولی مشغله های زندگی من و داشتن ۲ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مانی کاظمیان تاريخ: سه شنبه 24 شهريور 1405 ساعت: 7:21

مولانا چه زیبا می‌سراید:«روزِ وصلِ دوستداران یاد بادیاد باد آن روزگاران یاد باد» فروغِ جانم،گاهی واژه‌ها آن‌قدر کوچک‌اند که نمی‌توانند بزرگی احساسی را که در قلبم نسبت به توست، بیان کنند. از روزی که پا به زندگی‌ام گذاشتی، انگار روشنایی راه خانه‌ی دلم را پیدا کرد. تو نه‌تنها همسفر زندگی من، بلکه آرامش جان، امید روز آیندهها و زیباترین دلیل لبخندهایم شدی.از تو سپاسگزارم؛ برای تمام عشق بی‌دریغت، برای مهربانی‌های بی‌انتهایت، برای صبوری‌ات و برای اینکه مادر مهربان نیکا هستی. هر لحظه‌ای که در کنار تو وادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مانی کاظمیان تاريخ: سه شنبه 24 شهريور 1405 ساعت: 7:21

Sepanta Control Engineering مناظره با جناب خر شعر مناظره با جناب خراز ایرج میرزاﺭﻭﺯﯼ ﺑﻪ ﺭﻫﯽ ﻣﺮﺍ ﮔﺬﺭ ﺑﻮﺩ‏ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﻩ ﺑﻪ ﺭَه، ﺟﻨﺎﺏ ﺧﺮ ﺑﻮﺩ‏ﺍﺯ ﺧﺮ ﺗﻮ ﻧﮕﻮ ﮐﻪ ﭼﻮﻥ ﮔُهَر ﺑﻮﺩ‏ﭼﻮﻥ ﺻﺎﺣﺐ ﺩﺍﻧﺶ ﻭ ﻫﻨﺮ ﺑﻮﺩﮔﻔﺘﻢ ﮐﻪ ﺟﻨﺎﺏ ﺩﺭ ﭼﻪ ﺣﺎﻟﯽ‏ﻓﺮﻣﻮﺩ ﮐﻪ ﻭﺿﻊ ﺑﺎﺷﺪ ﻋﺎﻟﯽ‏ﮔﻔﺘﻢ ﮐﻪ ﺑﯿﺎ ﺧﺮﯼ ﺭﻫﺎ ﮐﻦ‏ﺁﺩﻡ ﺷﻮ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺻﻔﺎ کن!گفتا که برو مرا رها کن‏زخم تنِ خویش را دوا کن‏نه ظلم به دیگری نمودیم‏نه اهل ریا و مَکر بودیمﺭﺍﺿﯽ ﭼﻮ ﺑﻪ ﺭﺯﻕِ ﺧﻮﯾﺶ ﺑﻮﺩﯾﻢ‏ﺍﺯ ﺳﻔﺮﮤ ﮐَﺲ، ﻧﺎﻥ نَرُﺑﻮﺩﯾﻢ‏ﺩﯾﺪﯼ ﺗﻮ ﺧﺮﯼ ﮐُﺸَﺪ ﺧﺮﯼ ﺭﺍ؟‏ﯾﺎ ﺁن‌که بُرَد ﺯ ﺗﻦ، ﺳﺮادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مانی کاظمیان تاريخ: سه شنبه 24 شهريور 1405 ساعت: 7:21

Sepanta Control Engineering ایرلند زمانیکه ایرلند اعلام استقلال کرد و از انگلستان مستقل شد، طی آن ۹ نفر جوان شورشی ایرلندی دستگیر و محکوم به مرگ شدند .ملکه انگلستان تحمل اعدام کردن آنان را نداشت و به‌همین خاطر دستور داد تا آن نه نفر جوان را به زندانی در مستعمره انگلستان، یعنی استرالیا منتقل کنند.حدود ۴۰ سال پس از این واقعه،ملکه انگلستان ویکتوریا، از استرالیا دیدن کردو مورد استقبال نخست وزیر استرالیا یعنی آقای «چارلز دافی» قرار گرفت.وقتی آقای چارلز به اطلاع ملکه رساند که:منادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مانی کاظمیان تاريخ: سه شنبه 24 شهريور 1405 ساعت: 7:21

Sepanta Control Engineering داستانی زیبا از چارلی چاپلين وقتی بچه بودم کنار مادرم می‌خوابیدم و هرشبیک آرزو می‌کردم.مثلاً آرزو می‌کردم برایم اسباب بازی بخرد؛می‌گفت: «می‌خرم به شرط اینکه بخوابی.»یا آرزو می‌کردم برم بزرگترین شهربازیِ دنیا؛ می‌گفت: «می‌برمت به شرط اینکه بخوابی.» یک شب پرسیدم «اگر بزرگ بشوم به آرزوهایم می‌رسم؟»گفت: «می‌رسی به شرط اینکه بخوابی.»هر شب با خوشحالی می‌خوابیدم.اِنقدر خوابیدم که بزرگ شدم و آرزوهایم کوچک شدند.دیشب مادرمو خواب دیدم؛ پرسید:«هنوز هم شب‌هاادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مانی کاظمیان تاريخ: سه شنبه 24 شهريور 1405 ساعت: 7:21

ميگويند: ﺯﻣﺎنیﮐﻪ ﮔﺎﻧﺪﯼ می خوﺍﺳﺖ ﺧﻮﺩش را ﺑﻪ ﺟﻠﺴﻪ اﯼ برساند، ﮐﻪ ﻗﺮﺍﺭ ﺑﻮﺩ در آن جلسه ﺍﺯ ﺣﻖ ﻣﻠﺘﺶ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯽﻫﺎ ﺩﻓﺎﻉ كند، ﺩﯾﺮ به ايستگاه راه آهن رسيد ﻭ ﻗﻄﺎﺭ شروع به ﺣﺮﮐﺖ کرده ﺑﻮﺩ.گاندى ﻣﺠﺒﻮﺭ شد كه به ﺩﻧﺒﺎﻝ ﻗﻄﺎﺭ ﺑﺪﻭد و ﺑﺎﻻﺧﺮﻩ ﺑﻪ ﻗﻄﺎﺭ رسيد، ولى هنگام ﺳﻮﺍﺭ شدن ﯾﮏ ﻟﻨﮕﻪ ﮐﻔﺸﺶ ﺍﺯ پايش افتاد ﻭ ﮐﻨﺎﺭ ﺭﯾﻞ رسید.گاندى سريع ﻟﻨﮕﻪ ديگر كفش ﺭا از پاي درآورده و به سمت لنگه جا مانده پرتاب نمود، ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻪ ﻣﻘﺼﺪ رسيد و ﻭﺍﺭﺩ ﺟﻠﺴﻪ شد، ﺗﻤﺎﻡ ﺣﻀﺎﺭ ﺑﻪ ﮔﺎﻧﺪﯼ کهِ ﭘﺎﺑﺮﻫﻨﻪ بود خنديدند.ﯾﮑﯽ از ﺍنگلیسی ها گفت: ﺁﻗﺎﯼ ﮔﺎﻧﺪﯼ! ﮐﻔشهایتاﻥ نیست؟ ﻧﮑﻨد قصد داريد ﺑﺎ ﭘﺎﯼ ﺑﺮﻫﻨﻪ ﺍﺯ ﺣﻘﻮﻕ ملت خود دفاع کنی.ﮔﺎﻧﺪﯼ به آرامی ﮔﻔﺖ: ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻪ ﻋﻠﺖ ﺗﺎﺧﯿﺮ به دﻧﺒﺎﻝ ﻗﻄﺎﺭ میدﻭﯾﺪﻡ ﺗﺎ خود را به اﯾﻨﺠﺎ ﺑﺮسانم، ﯾﮏ ﻟﻨﮕﻪ ﮐﻔﺸﻢ ﺍﺯ ﭘﺎﯾﻢ افتاد ﻭ ﻣﻦ ﺁﻥ ﯾﮑﯽ ﻟﻨﮕﻪ ﺭﺍ ﻧﯿﺰ ﺩﺭﺁﻭﺭﺩﻡ ﻭ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﻟﻨﮕﻪ ﺩﯾﮕﺮ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻢ، ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﭘﺎﺑﺮﻫﻨﻪﯼ ﭘﯿﺪﺍیشان ﮐﺮﺩ، ﯾﮏ ﺟﻔﺖ ﮐﻔﺶ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ، ﻧﻪ ﯾﮏ ﻟﻨﮕﻪ.ﺳﮑﻮﺕ ﻣﺮگباﺭﯼ ﺳﺎﻟﻦ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﮔﺮﻓﺖ، ﺁﺭﯼ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﻣﻌﻨﺎﯼ ﺍﻧﺴﺎﻧﯿﺖ!ﻻﺯﻡ ﻧﯿﺴﺖ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﺭﺍ " ﺗﺤﻤﻞ " ﮐﻨﯿﻢ ﮐﺎفیست ﻫﻤﺪﯾﮕﺮ ﺭﺍ " ﻗﻀﺎﻭﺕ " ﻧﮑﻨﯿﻢﮔﺎﻫﯽ ﺧﺪﺍوند ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﺎ ﺩﺳﺖ ﺗﻮ، ﺩﺳﺖ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﻨﺪﮔﺎﻧﺶ ﺭﺍ ﺑﮕﯿﺮﺩ، ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺳﺘﯽ ﺭﺍ ﺑﻪ ﯾﺎﺭﯼ ﻣﯽﮔﯿﺮﯼ ﺑﺪﺍﻥ که ﺩﺳﺖ ﺩﯾﮕﺮﺕ دﺭ دست خداست... + نوشته شده در سه شنبه دوم مرداد ۱۴۰۳ ساعت 13:4 توسط Avidafar  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مانی کاظمیان تاريخ: چهارشنبه 10 مرداد 1403 ساعت: 11:26

اينجا يكى از معروفترين آتشكده هاى عصر باستان يعنى آتشكده آذرگشنسب يا همان تخت سليمان است با قدمت بيش از سه هزار سال و منتسب به زادگاه زرتشت.در همه ادوار ماد، هخامنشى، اشكانى و ساسانى مقدس بوده است ليكن اوج شكوهش را در دوره ساسانيان ميبينيم آنجا كه بهرام گور ( بهرام پنجم) اقدام به بازسازى آن كرد و خسرو انوشيروان (خسرو اول) آن را به اوج عظمت و شهرت رسانيد.جايگاه معنوى تخت سليمان تا بدانجاست كه پادشاهان ساسانى براى تاج گذارى و مراسمات آيينى بعضا با پاى پياده خود را به اين آتشكده ميرساندند.موبدان زرتشت معتقدند درياچه فيروزه فام تخت سليمان با چشمه هميشه جوشان آرتزين متعلق است به آناهيتا ايزد بانوى آب.آتشكده تخت سليمان يا همان آذرگشنسب در نزديكى تكاب استان آذربايجان غربى قرار دارد . + نوشته شده در شنبه ششم مرداد ۱۴۰۳ ساعت 16:40 توسط Avidafar  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مانی کاظمیان تاريخ: چهارشنبه 10 مرداد 1403 ساعت: 11:26

DCS Field Coection Super Easy Explanation.Here's a step-by-step explanation of how signals travel from field instruments to a workstation:Field Instruments: Devices like sensors measure variables such as temperature, pressure, or levels and send these signals to a Junction Box.Junction Box: This box gathers signals from multiple field instruments and sends them to a Marshalling Cabinet using a single cable.Marshalling Cabinet: It organizes the incoming signals from the Junction Box and directs them to the correct cards in the System Cabinet.System Cabinet: This cabinet processes the organized signals and sends the data to a workstation for real-time monitoring and control.Workstation: Operators can view and manage the processed data here, making crucial decisions based on real-time information from the field instruments.Data Storage: Data can be saved in a database for future analysis, aiding in predictive maintenance and performance optimization.Network Communication: The workstation can share data with higher-level systems like MES (Manufacturing Execution Systems) or ERP (Enterprise Resource Plaing) systems, providing insights for broader organizational decision-making.Understanding the coections between PLC and DCS is essential for effective industrial automation, regardless of your experience level. + نوشته شده در یکشنبه هفتم مرداد ۱۴۰۳ ساعت 8:58 توسط Avidafar  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مانی کاظمیان تاريخ: چهارشنبه 10 مرداد 1403 ساعت: 11:26

وقتی می رقصیم، می رقصیم که رقصیده باشیم و زیبایی رو خلق کنیم. درست مثل حکایت زندگی. زندگی می کنیم که زندگی کرده باشیم. همین جاش هم زیباست .اونها که زندگی می کنند تا پولدار بشن، تا خونه بخرن ،تا ... ، رقصنده های خوبی نیستن.مثل آدمایی که شبیه آدم آهنی از روی درس مربی حرکات ریتمیک انجام میدن و رقصشون فقط حرکات موزونه و بس!زندگی رقص قشنگیه مخصوصا از سر عشق رقصیدن !میدونین چی میگم؟ از سر عشق رقصیدن یعنی با تمام زندگی در رقص بودن !با غمش، غصه هاش، دلتنگی ها و بیقراری هاش...عشق همون "باهم رقصیدنه " :باهم درست کردن . با هم ساختن ! باهم پیروز شدن. hashtag#محبوبه_احمدی + نوشته شده در سه شنبه نوزدهم تیر ۱۴۰۳ ساعت 8:58 توسط Avidafar  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مانی کاظمیان تاريخ: شنبه 30 تير 1403 ساعت: 17:08

94-year-old Clint Eastwood is 'telling'…“Do not look for luxury in watches or bracelets, do not look for luxury in forks or sails.“Luxury is laughter and friends, luxury is rain on your face, luxury is hugs and kisses.Don't look for luxury in shops, don't look for it in gifts, don't look for it at parties, don't look for it at events.Luxury is being loved by people, luxury is being respected, luxury is having parents alive, luxury is being able to play with your grandchildren, luxury is what money can't buy + نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم تیر ۱۴۰۳ ساعت 14:54 توسط Avidafar  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مانی کاظمیان تاريخ: شنبه 30 تير 1403 ساعت: 17:08

وقتی کارگزاران انوشیروان ساسانی در حال بنا کردن کاخ کسرا بودند به او اطلاع دادند که برای پیشبرد کار ناچارند برخی از خانه هایی که در نقشه بارگاه ساسانی قرار گرفته اند را نیز به قیمتی مناسب خریداری و سپس ویران کنند تا دیوار کاخ از آنجا بگذرد، اما در این میان پیرزنی هست که در خانه ای گلی و محقر زندگی می کند و علیرغم آنکه حاضر شده ایم منزلش را به صد برابر قیمت واقعی اش از او خریداری کنیم باز راضی نمی شود . چه باید کرد؟ انوشیروان گفت " از من نپرسید که چه باید کرد . خودتان بروید و بنا به رسم عدالت و روح جوانمردی که همهء ما ایرانیان داریم با او رفتار کنید " . کسانی که از ویرانه های کاخ کسرا (ایوان مداین) بر لب دجلهء عراق دیدن کرده اند حتما دیوار اصلی کاخ را هم دیده اند که در نقطه ای خاص به شکل عجیبی کج شده و پس از طی کردن مسیری اندک باز در خطی راست به جلو رفته است . این نقطه از دیوار همان جاییست که خانهء پیرزن تنها بود و بنای کاخ را به احترام حقی که داشت کج ساختند تا خانه اش ویران نشود و تا روزی هم که زنده بود همسایهء دیوار به دیوار پادشاه ماند . از آن زمان هزاران سال گذشته است اما دیوار کج کاخ کسرا باقی مانده است تا نشانهء روح جوانمردی مردم ایران و عدل پادشاهانشان در عهد ساسانی باشددیوار کج کاخ کسرا بر جای مانده است تا یادآور آن پیرزن تنها و نماد روح جوانمردی مردم ایران باشد. . + نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم تیر ۱۴۰۳ ساعت 17:18 توسط Avidafar  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مانی کاظمیان تاريخ: شنبه 30 تير 1403 ساعت: 17:08

ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مانی کاظمیان تاريخ: پنجشنبه 14 تير 1403 ساعت: 12:52

نامه یک مدیر مدرسه در آلمان به والدین در آستانه امتحاناتوالدین عزیزامتحانات فرزندان شما نزدیک است.میدانم که همه شما امیدوارید که بچه شما از عهده آنها به خوبی برآید.اما لطفا به این فکر کنید که از بین دانش آموزان در امتحان هنرمندی وجود دارد که نباید لزوما چیزی از ریاضی بداند.یا یک کارآفرینی وجود دارد که تاریخ ادبیات انگلیسی برای او اهمیتی ندارد.یا یک موسیقی دان که نمره شیمی برای او اهمیتی ندارد.اگر فرزند شما نمره خوبی کسب کند که چه عالیست!اگر نه لطفا اعتماد به نفس و کرامت را از او نگیرید.به فرزندتان بگوئید که مشکلی نیست.این تنها یک امتحان است.فرزند شما برای چیزهای بزرگتری ساخته شده است.به او بگوئید که به او عشق میورزید و او رابخاطر نمراتش سرزنش نمی کنید.خواهید دید که فرزند شما دنیا را فتح میکند.تنها یک امتحان یا یک نمره بد استعداد او را از او نمی گیرد.لطفا اینطور تصور نکنید که تنها پزشکان و مهندسان خوشبخت ترین انسان هایروی زمین هستند.مدیر مدرسه شماLiebe Elte,die Prüfungen Ihrer Kinder stehen bevor. Ich weiß, dass sie alle hoffen, dass Ihr Kind gut abschneiden wird. Aber bitte denken Sie daran, dass unter den Scüle bei der Prüfung ein Künstler sein wird, der Mathe nicht verstehen muss.Unter ihnen ist auch ein Unteehmer, dem die Geschichte der Englischen Literatue egal ist. Unter ihnen ist ein Musiker, dessen Chemie-Note nicht wichtig ist. We Ihr Kind gute Niten bekommt, da ist das super. Und we das nicht der Fall ist, da rauben Sie ihm bitte nicht sein Selbstbewusstein und seine Würde. Sagen Sie Ihrem Kind, dass es okay ist. Es ist nur eine Prüfung. Ihr Kinادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مانی کاظمیان تاريخ: يکشنبه 13 خرداد 1403 ساعت: 11:38

صفحه بندی